وبلاگ مشاوره پایه دوم راهنمایی مدرسه علامه حلی 1 تهران (دوره 26 ام سمپاد) |
تهران - شنبه -دوم /آبان ماه /۱۳۸۸ - ساعت ۲۱ و ۱۶ دقیقه. سکوت...
آخرین چیزی که می دانم این است که آخرین نظراتی که به وبلاگ فرستاده شده، همه در یک موضوع مشترک هستند: «چرا به روز نمی کنید...»
نمی دانم من به عنوان یکی از مشاوران پایه دوم ( مهم نیست کدامشان، نظر هر دو یکی است) الان باید از کجا شروع کنم؟
مرحوم استاد علی صفایی حائری یک کتاب نوشته است به نام «بشنو از نی...». در یکی از بخش های کتاب که به نظرم از زیباترین بخش های کتاب و از زیباترین نوشته هایی است که تا به حال خوانده ام، می آورد:
«... در حدیث قدسی است که من بندهام را یکی دو شب به خودم دعوت میکنم و با او خلوتی میگذارم. او از جای بر میخیزد و تمام وجودش را در حضور میبیند؛ و بهجت و سرور هر ذره از وجودش را میپوشاند...
او رفته رفته به یک رخوت و سستی و به غرور دست مییابد. در همین هنگام در حالی که خیال میکند دارد به من نزدیک میشود، در واقع از من دور شده و از من اعراض کرده و به خودش دل بسته است.
در این مرحله، یک شب یا دو شب او را با خواب میزنم (اضربه بالنعاس). او را میخوابانم.
او شبهایی که من میخواستم، با تمام وجودش از رختخوابش تهی میشده؛ نه آرام آرام که با شوق از جا بر میخواست (تتجا فی جنوبهم). حتی شاید نیمساعت هم به خواب نرفته بود.
اما آن شبهایی که او میخواهد و کم غذا میخورد و حتی ساعت را هم کوک میکند و شماطهاش را سر وقت میگذارد، بیچاره چنان به خواب میرود که صبح چند ساعت پس از آفتاب چشمش باز میشود. از خودش نفرت دارد و از خودش بیزار است.
او در این وقت دارد به من نزدیک میشود...»
می بینی چقدر عجیب است؟! بنده ای که خواب مانده به خدا نزدیک می شود... یعنی گاهی آنچه که تو فکرش را می کنی برعکس آن چیزی است که واقعیت دارد! و بعداْ که می شنوی یا چنین متنی را می خوانی برایت بی نهایت عجیب است...
درست مثل من مشاور! درست مثل من مشاور! که برایم بی نهایت عجیب است که در تمام طول هفته گذشته همه موارد فردی، گروهی، کلاسی، پایه ای،... بر سر من فریاد می زدند که «آنچه که تو فکرش را می کنی برعکس آن چیزی است که واقعیت دارد!» پایه دوم آنقدرها هم اوضاع خوبی ندارد...
این حرف ها جا مانده...
سلام به شما برو بچه های با معرفت و مهربون پایه دوم
امیدوارم آزمون خوبی را پشت سر گذاشته باشید. ![]()
شاید بگید آزمون جامع اونم از نوع بی تاثیرش در نمرات امسال٬ چه فرقی داره که خوب بوده باشه یا بد!؟
اما این طور نیست:
استادم همیشه بعد از آزمونهای جالب و کم نظیرش می گفت : "آزمون خوب آزمونی نیست که برای شما صرفا یک نمره خوب و قابل قبول را در پی داشته باشد٬ بلکه آزمون خوب آزمونی است که یک سری درس و یا نکته جدید برای شما داشته باشد." و جمله طلایی که در ادامه می گفت این بود که: " بهترین آزمون٬ آزمونی است که یک سری فرصت جدید یادگیری را برای شما در بر داشته باشد نه اینکه فقط تاکید بر طرح سوال از مطالب گذشته و تکراری باشد."
بهر حال امیدوارم که آزمون های امسال برای شما بیشتر از سال پیش سودمند و مفید باشند.![]()
اما در مورد کلاس مشاوره این هفته ای که گذشت٬
طبق قولی که داده بودم٬ لینک دانلود فایل مورد بحث در کلاس را در اینجا برایتان گذاشتم.
و این هم یک شعر مرتبط با هم افزایی از زبان مرحوم فیض کاشانی (ره):
بیا تا مونس هم، یار هــم، غمخوار هم باشیم
انیس جان غم، فرسودة بیمار هم باشیم
شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم
شود چون روز ،دست و پای هم در كار هم باشیم
دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم
دل هم ،جان هم ،جانان هم، دلدار هم باشیم
به هم یك تن شویم و یكدل و یكرنگ و یك پیشه
سری در كار هم آریم و دوش و بار هم باشیم
جدائی را نباشد زهره ای تا درمیان آید
به هم آریم سر ، بر گرد هم ، پرگار هم باشیم
حیات یكدگر باشیم و بهر یكدگر میریم
گهی خندان زهم گه خسته و افكار هم باشیم
بوقت هوشیاری عقل كل گردیم بهر هم
چو وقت مستی آید ساغر سرشار هم باشیم
شویم از نغمه سازی، عندلیب غم زدای هم
به رنگ و بوی یكدیگر شده ،گلزار هم باشیم
به جمعیت پناه آریم از باد پریشانی
اگر غفلت كند آهنگ ما ، هشیار هم باشیم
برای دیده بانی خواب را بر خویشتن بندیم
زبهر پاسبانی دیدة بیدار هم باشیم
جمال یكدگر گردیم و عیب یكدگر پوشیم
قبا و جبه و پیراهن و دستار هم باشیم
غم هم، شادی هم، دین هم ،دنیای هم گردیم
بلای یكدگر را چاره و ناچار هم باشیم
بلا گردان هم گردیده ،گرد یكدگر گردیم
شده قربان هم از جان و منت دار هم باشیم
یكی گردیم در گفتار و در كردار و در رفتار
زبان و دست و پا یك كرده ، خدمتكار هم باشیم
نمی بینم بجز تو همدمی ای (فیض) در عالم
بیا دمساز هم گنجینة اسرار هم باشیم
به امید دیدن آن روزی که دوره بیست و ششم علامه حلی٬ رتبه اول هم افزایی (در میان دوره های سابق و لاحق) را از آن خود کند. ![]()
یا علی ![]()
(به قلم آقای موسوی)
موسیقی زیبایی از لپ تاپ آقای قلی زاده پخش می شه، زمین از کاغذ و کتاب و تحقیق و مجله پره. آقای دیارکجوری کتابی رو به این سمت می اندازن! آقای نصرت زاده در حالی که از کنار وسایل روی زمین با احتیاط عبور می کنن: "آقا اینجا به سامان میشه؟!" آقای جهانگیر مشغول مطالعه هستن و کتابها و وسایل اون طرف رو سر و سامون می دن. آقای صادقی به لیست رنگی اولای پارسال (یعنی شما!) نگاه می کنن ...
خیلی چیزها پیدا می شه، از کاغذهای گروه فیزیک و کتابهای گروه معارف بگیر تا امتحان جاوای ترم اول و کتابها و آزمونهای بیش از 10 سال پیش! خلاصه امروز (دوشنبه) وقتی وارد اتاق مالی می شدی، اول کلی تعجب می کردی، بعد شوق غرق شدن در خاطره ها دلت رو پر می کرد ...
اینا توصیف های یه معلم پارسال بود از خانه تکانی اتاق گروه فیزیک (فکر کنم ۵/۱ امسال!) و دفتر مشاوره و دفتر معاونت آموزشی سابق (بیشتر آخری).
و اما چه چیزهایی که اینجا یافت نمی شه! این جوری نمی شه توصیف کرد، کمی از تکنولوژی استفاده می کنیم! 1 عکس زیبا:
خب از 1 عکس یه کم بیشتر شد!
این روزها دوستان و بزرگان در حال جمع و جور کردن هستن و داره کم کم وضع اتاق به سامان می شه! موسیقی های زیادی پخش شد. ما کم کم می ریم برای کارهای جاوا به اتاق جاوا. اینم چند تا عکس هنری:
به هرحال این کارها انجام می شه و مدرسه خودش رو برای مقدم شما عزیزان آماده می کنه. مدرسه فقط یه فضاست، معلما هم به عشق این کار می کنن که شما به یه جایی برسین که ایشالا با تلاش می رسین. من خیلی خیلی امیدوارم به پیشرفت و تعالی تک تک دانش آموزان علامه حلی.
ازتون می خوام این چند روزی که تا شروع کلاسها وقت هست، خودتون، اتاقتون، کیف و کتاباتون و مهمتر از همه دلتون رو برای علم و زندگی عالمانه آماده کنین.
در مورد درس، ورزش و هرچیزی به یه جمله ی زیبا از آقای جهانگیر توجه کنین که نکته ی خیلی مهمی است:
ایشان می فرمایند: "برنامه نویس برتر مثل فوتبالیستی هست که در اوج هم از تمرینات مستمر خود دست نمی کشد."
خب شما می تونین به جای برنامه نویس چیزهای دیگه ای هم بذارین.
موفق، سربلند و شاداب باشید ... یا علی
سلام به تمام دوستان واقعاً دومی!![]()
امیدوارم همگی خوب و خوش و سلامت باشین، و امیدوارم تابستون به همه خوش گذشته باشه.
عبادتتون هم قبول
، چه اونایی که تونستن و روزه گرفتن؛ و چه اونایی که نتونسن و کله گنجشکی می گرفتن یا نمی گرفتن، ولی ما رو از دعای خیر خودشون توی این ماه مبارک محروم نکردن...
یکی از بچه های گل پایه توی یه نظر خصوصی نوشته بود که چرا این ولاگ تعطیل شده؛ و اگه قراره چیزی توش نوشته نشه حداقل بنویسین که تا اول مهر چیزی اینجا نوشته نمی شه. حالا ما هم اومدیم بنویسیم که نه خیر! تعطیل نشده! تا اول مهر هم خیلی زیاده که چیزی نوشته نشه. اگه توی ماه های مرداد و شهریور پست های کمی گذاشتیم به خاطر این بود که سرمون خیلی شلوغ بود. شما که به بزرگی خودت می بخشی؟! بالاخره مدرسه ای که قراره شما و بقیه بچه ها اول مهر تشریف بیارین و افتتاحش کنین، باید مهیا بشه. ![]()
حالا که صحبت از مهیا شدن مدرسه شد، بهتره یه خبر بهتون بدم: این که مشاورا دیگه توی اتاق شیشه ای های طبقات نیستن! ولی بجاش توی هر پایه یه آقای ناظم حضور دارن!! ![]()
و اما موضوع اصلی:
همانظور که بعضی هاتون ممکنه توی سایت مدرسه دیده باشین، پنجشنبه این هفته برنامه افطاری برای بچه های گل پایه های دوم و سوم سال آینده، در مدرسه برگزار می شه. بنابراین به این وسیله
از تمام دانش آموزان
پایه های دوم و سوم آینده (اگر این ویلاگ را می خوانند)
برای افطاری پنجشنبه دعوت می شه و خواهش می کنم به دوستانتون هم خبر بدین.
اگه یه خرده زودتر از افطار هم بیاین، بد نیست! شاید فوتبال بازی کردیم یا کمی با هم صحبت کردیم. ما که دلمون خیلی برای شما تنگ شده، شما چطور...؟! ![]()
از فردا تا پنجشنبه «جشن شکوفه ها» یا همون اردوی آشنایی اولی ها با مدرسه برگزار می شه. اولای سال بعد واقعاً اومدن. به خاطر همین گفتم بچه های واقعاً دومی! مطمئنم همتون الگوهای خوبی براشون خواهید بود.
کلوپ 88 هم با همه خوبیها و بدیهاش تموم شد و رفت پی کارش...
یه عالم قصّه ما و معلّمای کلوپ براتون گفتیم، یه سری قصّه هم شما برای ما و معلّماتون گفتید.
قصّه بعضی معلّما شنیدنی بود، برخی دیگه از معلّما هم ترجیح دادن به جای قصّه خودشون، قصّه که نه حماسه تعریف کنن؛ حماسه معلّمای بزرگتری رو که به ظاهر در بین ما نیستن، اما قصّه هاشون یه جورایی با بقیه قصّه ها توفیر داره. اونایی که بودن و شنیدن، احتمالا خوب می فهمن که چی دارم میگم...
اما بریم سر قصّه های شما، قصّه بعضیاتون شنیدنی بود و حتی تعریف کردنی، امیدوارم به زودی زود و تا تو این مدرسه هستین، قصّه بقیتون رو هم بشنویم.
به رسم تشکّر و قدردانی قرار شد تا از این عزیزان، در این جا یادی کنیم و به عنوان هدیه ای به یاد ماندنی ازشون دعوت کنیم تا دوشنبه بعدازظهر مورّخ 26/5/88 به همراه تعدادی از معلّمهای عزیز و با معرفتشون، بازدیدی از نمایشگاه بین المللی قرآن کریم داشته باشند.
و امّا اسامی این عزیزان:
کلاس طنین اعجاز : مهدی چراخلو٬ امیررضا مسیب زاده٬ مهرداد صدفی
کلاس مردان بی ادّعا : علیرضا آقا نجفی و علی خداقلی
کلاس معلّم کوچک : یزدان مهر گردانپور
کلاس مدار منطقی : دانیال کشوری، حامد کبیری، فرداد حجازی، یحیی اصل سلیمانی، امیررضا جامعی، سروش فقیهی، علی فتحی و سروش عبادیان
البته دو نفر به علت این که دوشنبه در مسافرت خانوادگی خواهند بود، جاشونو به رفقاشون دادن که ضمن آرزوی سفری خوش، ازشون تشکّر می کنیم. (ی.ا.س و س.ف سهمیه شونو دادن به هومن زلیفن و سید محمّد قریشی)
تذکّر این نکته لازم است که ارزشیابی معلّمین و حضور و رقابت دانش آموزان در این چهار کلاس کلوپ، چشم گیرتر، جدّی تر (و حتّی نفس گیرتر
) از سایر کلاس ها بوده است.
از همه دوستان نام برده شده در بالا، تقاضا می شود رضایت نامه را از این لینک دانلود و تکمیل کنند و دوشنبه راس ساعت مقرّر در مدرسه حاضر باشند.
به امید دیدار
بخوان به نام پروردگارت که دست به آفرینش زد...
عید مبعث بر همه مسلمانان و به ویژه دانش آموزان با معرفت پایه ۱ول قدیم مبارک باد!!

به علت درخواست های مکرر شما آدرس وبلاگ کلاس مدار منطقی را در این جا هم اعلام می کنیم:
دست همگی معلمین دلسوز و ساعی این کلاس بویژه دست اندر کاران این وبلاگ درد نکنه ![]()
یا علی ![]()
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|